فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 400
بالابلند عشوه گر نقش باز من ، کوتاه کرد قصه زهد دراز من ديدي دلا که آخر پيري و زهد و علم ، با من چه کرد ديده معشوقه باز من مي ترسم از خرابي ايمان که مي برد ، محراب ابروي تو حضور نماز من گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق ، غماز بود اشک و عيان کرد راز من مست است يار و ياد حريفان نمي کند ، ذکرش به خير ساقي مسکين نواز من يا رب کي آن صبا بوزد کز نسيم آن ، گردد شمامه کرمش کارساز من نقشي بر آب مي زنم از گريه حاليا ، تا کي شود قرين حقيقت مجاز من بر خود چو شمع خنده زنان گريه مي کنم ، تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ساز من زاهد چو از نماز تو کاري نمي رود ، هم مستي شبانه و راز و نياز من
حافظ ز گريه سوخت بگو حالش اي صبا
،
با شاه دوست پرور دشمن گداز من
تعبیر:
این غم و اندوه و رنج، روزی به پایان می رسد. به شرط آنکه بدانی نقاط ضعف تو در چه بوده است. عوامل بازدارنده و شکست خود را بشناس. با فریب کاری و ریا، هیچکس به مقصود خود نمی رسد. بهتر است که صادقانه به اراده ی خود و کمک خداوند ایمان داشته باشی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 61
صبا اگر گذري افتدت به کشور دوست ، بيار نفحه اي از گيسوي معنبر دوست به جان او که به شکرانه جان برافشانم ، اگر به سوي من آري پيامي از بر دوست و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار ، براي ديده بياور غباري از در دوست من گدا و تمناي وصل او هيهات ، مگر به خواب ببينم خيال منظر دوست دل صنوبريم همچو بيد لرزان است ، ز حسرت قد و بالاي چون صنوبر دوست اگر چه دوست به چيزي نمي خرد ما را ، به عالمي نفروشيم مويي از سر دوست
چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد
،
چو هست حافظ مسکين غلام و چاکر دوست
تعبیر:
در انتظار خبری از کسی هستی که برایت مهم است و در اضطراب به سر می بری. نا امید نباش. به زودی خبرهای خوبی به تو خواهد رسید.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 126
جان بي جمال جانان ميل جهان ندارد ، هر کس که اين ندارد حقا که آن ندارد با هيچ کس نشاني زان دلستان نديدم ، يا من خبر ندارم يا او نشان ندارد هر شبنمي در اين ره صد بحر آتشين است ، دردا که اين معما شرح و بيان ندارد سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن ، اي ساروان فروکش کاين ره کران ندارد چنگ خميده قامت مي خواندت به عشرت ، بشنو که پند پيران هيچت زيان ندارد اي دل طريق رندي از محتسب بياموز ، مست است و در حق او کس اين گمان ندارد احوال گنج قارون کايام داد بر باد ، در گوش دل فروخوان تا زر نهان ندارد گر خود رقيب شمع است اسرار از او بپوشان ، کان شوخ سربريده بند زبان ندارد
کس در جهان ندارد يک بنده همچو حافظ
،
زيرا که چون تو شاهي کس در جهان ندارد
تعبیر:
زندگی را زیاد سخت نگیر. فکر کردن به آرزوهای محال زندگی ات را سخت و دشوار می سازد. آسایش زندگی را از دست نده. هر کسی را محرم اسرار خود قرار نده تا دچار دردسر و مشکل نشوی. خوب و بد زندگی زودگذر است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 298
مقام امن و مي بي غش و رفيق شفيق ، گرت مدام ميسر شود زهي توفيق جهان و کار جهان جمله هيچ بر هيچ است ، هزار بار من اين نکته کرده ام تحقيق دريغ و درد که تا اين زمان ندانستم ، که کيمياي سعادت رفيق بود رفيق به مومني رو و فرصت شمر غنيمت وقت ، که در کمينگه عمرند قاطعان طريق بيا که توبه ز لعل نگار و خنده جام ، حکايتيست که عقلش نمي کند تصديق اگر چه موي ميانت به چون مني نرسد ، خوش است خاطرم از فکر اين خيال دقيق حلاوتي که تو را در چه زنخدان است ، به کنه آن نرسد صد هزار فکر عميق اگر به رنگ عقيقي شد اشک من چه عجب ، که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقيق
به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام
،
ببين که تا به چه حدم همي کند تحميق
تعبیر:
دوست یکرنگ و صدیق، بهترین نعمت دنیا است. دوستان خوب دیر به دست می آیند و زود از دست خواهند رفت، بنابراین مراقب باش تا با غرور و خودپسندی، دوستان را از خود نرنجانی زیرا در زندگی به وجود آنها نیاز خواهی داشت.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 25
شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست ، صلاي سرخوشي اي صوفيان باده پرست اساس توبه که در محکمي چو سنگ نمود ، ببين که جام زجاجي چه طرفه اش بشکست بيار باده که در بارگاه استغنا ، چه پاسبان و چه سلطان چه هوشيار و چه مست از اين رباط دودر چون ضرورت است رحيل ، رواق و طاق معيشت چه سربلند و چه پست مقام عيش ميسر نمي شود بي رنج ، بلي به حکم بلا بسته اند عهد الست به هست و نيست مرنجان ضمير و خوش مي باش ، که نيستيست سرانجام هر کمال که هست شکوه آصفي و اسب باد و منطق طير ، به باد رفت و از او خواجه هيچ طرف نبست به بال و پر مرو از ره که تير پرتابي ، هوا گرفت زماني ولي به خاک نشست
زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گويد
،
که گفته سخنت مي برند دست به دست
تعبیر:
سختی ها و مرارت ها را آسان بگیر تا در زندگی شاهد مقصود را در بر بگیری. فروتن باش تا سربلند شوی. هیچ راحتی بدون تحمل سختی و تلاش بدست نمی آید، بنابراین زندگی بهتر در سایه تلاش و کوشش است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 428
سحرگاهان که مخمور شبانه ، گرفتم باده با چنگ و چغانه نهادم عقل را ره توشه از مي ، ز شهر هستيش کردم روانه نگار مي فروشم عشوه اي داد ، که ايمن گشتم از مکر زمانه ز ساقي کمان ابرو شنيدم ، که اي تير ملامت را نشانه نبندي زان ميان طرفي کمروار ، اگر خود را ببيني در ميانه برو اين دام بر مرغي دگر نه ، که عنقا را بلند است آشيانه که بندد طرف وصل از حسن شاهي ، که با خود عشق بازد جاودانه نديم و مطرب و ساقي همه اوست ، خيال آب و گل در ره بهانه بده کشتي مي تا خوش برانيم ، از اين درياي ناپيداکرانه
وجود ما معماييست حافظ
،
که تحقيقش فسون است و فسانه
تعبیر:
خودبینی و تکبر را رها کن تا بهتر بتوانی در مورد کار خود فکر کنی. با عقل و درایت به کار و تلاش خود ادامه بده. صبور و متکی به ایمان خود باش تا به هدف و مقصود خود برسی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 112
آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرين داد ، صبر و آرام تواند به من مسکين داد وان که گيسوي تو را رسم تطاول آموخت ، هم تواند کرمش داد من غمگين داد من همان روز ز فرهاد طمع ببريدم ، که عنان دل شيدا به لب شيرين داد گنج زر گر نبود کنج قناعت باقيست ، آن که آن داد به شاهان به گدايان اين داد خوش عروسيست جهان از ره صورت ليکن ، هر که پيوست بدو عمر خودش کاوين داد بعد از اين دست من و دامن سرو و لب جوي ، خاصه اکنون که صبا مژده فروردين داد
در کف غصه دوران دل حافظ خون شد
،
از فراق رخت اي خواجه قوام الدين داد
تعبیر:
صبر و شکیبایی و توکل به خداوند راه گشای تو است. به آنچه که داری قناعت کن تا رنج بیهوده نبری. لطف و کرم خداوند با قناعتگران است. مال و ثروت دنیا ناپایدار و فانی است.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 473
وقت را غنيمت دان آن قدر که بتواني ، حاصل از حيات اي جان اين دم است تا داني کام بخشي گردون عمر در عوض دارد ، جهد کن که از دولت داد عيش بستاني باغبان چو من زين جا بگذرم حرامت باد ، گر به جاي من سروي غير دوست بنشاني زاهد پشيمان را ذوق باده خواهد کشت ، عاقلا مکن کاري کآورد پشيماني محتسب نمي داند اين قدر که صوفي را ، جنس خانگي باشد همچو لعل رماني با دعاي شبخيزان اي شکردهان مستيز ، در پناه يک اسم است خاتم سليماني پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ ، کاين همه نمي ارزد شغل عالم فاني يوسف عزيزم رفت اي برادران رحمي ، کز غمش عجب بينم حال پير کنعاني پيش زاهد از رندي دم مزن که نتوان گفت ، با طبيب نامحرم حال درد پنهاني مي روي و مژگانت خون خلق مي ريزد ، تيز مي روي جانا ترسمت فروماني دل ز ناوک چشمت گوش داشتم ليکن ، ابروي کماندارت مي برد به پيشاني جمع کن به احساني حافظ پريشان را ، اي شکنج گيسويت مجمع پريشاني
گر تو فارغي از ما اي نگار سنگين دل
،
حال خود بخواهم گفت پيش آصف ثاني
تعبیر:
قدر لحظات عمر خود را بدان و آن ها را به راحتی از دست نده. راز خود را با نامحرمان در میان نگذار تا دچار دردسر و حسادت دیگران نشوی. برای رسیدن به هدف باید تلاش کنی. مراقب کارهای خود باش و با تعقل و تفکر و صبر و آرامش کار کن تا با سهل انگاری خود را دچار انحراف و شکست نکنی و پشیمان نشوی.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 228
گر من از باغ تو يک ميوه بچينم چه شود ، پيش پايي به چراغ تو ببينم چه شود يا رب اندر کنف سايه آن سرو بلند ، گر من سوخته يک دم بنشينم چه شود آخر اي خاتم جمشيد همايون آثار ، گر فتد عکس تو بر نقش نگينم چه شود واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزيد ، من اگر مهر نگاري بگزينم چه شود عقلم از خانه به دررفت و گر مي اين است ، ديدم از پيش که در خانه دينم چه شود صرف شد عمر گران مايه به معشوقه و مي ، تا از آنم چه به پيش آيد از اينم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هيچ نگفت
،
حافظ ار نيز بداند که چنينم چه شود
تعبیر:
دوستان را در انتظار نگذار. در زندگی وفای به عهد را فراموش نکن تا موجب رنجش یاران نشوی. یک نفر تو را دوست دارد. به عشق او احترام بگذار. عاقبت اندیش باش و فردای خود را نیز در نظر بگیر.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 156
به حسن و خلق و وفا کس به يار ما نرسد ، تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده اند ، کسي به حسن و ملاحت به يار ما نرسد به حق صحبت ديرين که هيچ محرم راز ، به يار يک جهت حق گزار ما نرسد هزار نقش برآيد ز کلک صنع و يکي ، به دلپذيري نقش نگار ما نرسد هزار نقد به بازار کائنات آرند ، يکي به سکه صاحب عيار ما نرسد دريغ قافله عمر کان چنان رفتند ، که گردشان به هواي ديار ما نرسد دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش ، که بد به خاطر اميدوار ما نرسد چنان بزي که اگر خاک ره شوي کس را ، غبار خاطري از ره گذار ما نرسد
بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او
،
به سمع پادشه کامگار ما نرسد
تعبیر:
هدف و مقصدی که در پیش داری بسیار خوب است. از طعنه ی حسودان و دشمنان نترس. با جلب محبت دیگران می توانی از کمک آنها استفاده کنی. دوستان صادق خود را رها نکن.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 264
خيز و در کاسه زر آب طربناک انداز ، پيشتر زان که شود کاسه سر خاک انداز عاقبت منزل ما وادي خاموشان است ، حاليا غلغله در گنبد افلاک انداز چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است ، بر رخ او نظر از آينه پاک انداز به سر سبز تو اي سرو که گر خاک شوم ، ناز از سر بنه و سايه بر اين خاک انداز دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست ، از لب خود به شفاخانه ترياک انداز ملک اين مزرعه داني که ثباتي ندهد ، آتشي از جگر جام در املاک انداز غسل در اشک زدم کاهل طريقت گويند ، پاک شو اول و پس ديده بر آن پاک انداز يا رب آن زاهد خودبين که بجز عيب نديد ، دود آهيش در آيينه ادراک انداز
چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ
،
وين قبا در ره آن قامت چالاک انداز
تعبیر:
از لحظه های عمر بهره ی کافی بگیر و زندگی را در طلب آرزوهای دور و دراز به هدر نده. به آنچه داری قانع باش و از زندگی لذت ببر. خانواده ی خوبی داری. رنج و زحمت دنیا را بیهوده برای خود به وجود نیاور.
فال حافظ روزانه دوشنبه 16 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 180
اي پسته تو خنده زده بر حديث قند ، مشتاقم از براي خدا يک شکر بخند طوبي ز قامت تو نيارد که دم زند ، زين قصه بگذرم که سخن مي شود بلند خواهي که برنخيزدت از ديده رود خون ، دل در وفاي صحبت رود کسان مبند گر جلوه مي نمايي و گر طعنه مي زني ، ما نيستيم معتقد شيخ خودپسند ز آشفتگي حال من آگاه کي شود ، آن را که دل نگشت گرفتار اين کمند بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست ، تا جان خود بر آتش رويش کنم سپند جايي که يار ما به شکرخنده دم زند ، اي پسته کيستي تو خدا را به خود مخند
حافظ چو ترک غمزه ترکان نمي کني
،
داني کجاست جاي تو خوارزم يا خجند
تعبیر:
غرور و تکبر دیگران را به هیچ بگیر و به دوستان ظاهر الصلاح دل مبند. برای رسیدن به مقصود باید به خود متکی باشی. عاقبت اندیش و هوشیار باش تا دچار رنج و زحمت نشوی.